صفحات

۱۳۹۰/۶/۱

تهرونیه خوابیده بوده کنار زنش،





تهرونیه خوابیده بوده کنار زنش، یهو هوس کار خیر میکنه و شروع میکنه آروم
آروم با پر و پاچة حاج خانوم ور رفتن. زنش پشتش رو میکنه بهش، میگه: رامین
بیخود فکرای الکی نکن… فردا باید برم دکتر زنان، اونجام باید تمیز باشه!
تهرونیه میخوره تو پرش، یکم واسه خودش چرت میزنه، بعد یهو خوشحال بلند
میشه، به زنش میگه: شقایق جون، فردا وق…ت دندون‌پزشکی که نداری؟؟؟؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پست های پرطرفدار