صفحات

۱۳۹۰/۶/۲

جوک طنز 35


به قزوینیه میگن چه روزی رو بیشتر از همه دوست داری؟
میگه : ببم جان روزی رو دنیا کون فیکون شود


تركه يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه,
بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه,
بش ميگه حالا بپر… مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم
كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه




اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه: هر هشت ساعت یکی


روشهای شیر دادن به کودکتهراني : کامي بيا مي مي
مادر عرب : حسون تعال پستون
مادر لره : گرگعلي بيا گيته بخور
… مادر ترک : يتيم گالاسان گل زهرماريني ايچ
مادر شمالي : بشو پستونو بليس عمو هم ببينه



به ترکه ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چكار مي كني؟ ميگه: بي شعور من زن دارم


ترکه رو ختنه ميکنند . ميگن بايد دامن بپوشي ميگه : پدرسگا مگه چقدرش رو بريدين


مردي نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت براي دكتر تعريف كرد دکترگفت : به فلان سیرک برو آنجا دلقکی هست ، اینقدر می خنداندت تا غم از یادت برود . مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم
ر


دخترم ....
این همه وقت تو بالکن ایستادی چیکار میکنی ؟؟
دختر :: بابا دارم ماهو نیگاه میکنم
بابا : پس به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ... صداش نمیزاره بخوابیم!!!





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پست های پرطرفدار