صفحات

۱۳۹۰/۶/۲

جوک طنز 41

فیلسوف قزوینی : بعضی از آدما از دنیا عقبند اما بعضیا از عقب یه دنیان

به ترکه میگن بیاخونه بابات مرده میگه:دروغ میگین حتما یه اتفاقی براش افتاده نمیخواین بگین!




یه فارس میره مکه، جلو خانه خدا شروع میکنه به راز و نیاز با خدا حسابی جو گیر میشه که:خدا از گناهان من در گذر من دیگه قول میدم ترک‌ها رو مسخره نکنم در موردشون جوک نگم قول میدم.یهو یه ترکه میزنه رو شونه ااش :داداش گبله کدوم وره؟ فارسه یه نگاه به خونه خدا میکنه میگه: ببین خدا تقصیر من نیست خودش گیر میده


قزوینیه داشته به پسر تنبلش درس ریاضی‌ میداده. میگه اگه من ۳ بار از ک …بدم و مامانت هم ۴ بار ک… در جمع ما چند بار دادیم؟؟ پسرأه زود میگه ۷ بار قزوینیه میگه پدرسوخته ما باید حتما ک… بدیم که تو درس یاد بگیری


اصفهانیه میره در خونه دوستش در میزنه .خانم دوستش میاد دم در میگه بله؟!! میپرسه: حاجی خونس؟ خانومه میگه نه رفته سر کار.میپرسه بچه‌ها چطور؟میگه: اونها هم نیستن رفتن مدرسه.میگه پس بذار بیام تو یه حالی‌ بکنیم.خانومه هراسون و عصبانی‌ میگه :اوا!! مگه من فاحشه‌ام ؟؟!! میگه اوووه حالا کی‌ خواست پول بده؟؟


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پست های پرطرفدار