(فرستنده : محمدحسین سرداری از زرند)
تو هیچ وقت خیاط خوبی نخواهی شد ! ببین باز هم دلم را تنگ کرده ای .
(فرستنده : ناشناس)
در دیاری که همه دل شکنند به تو نازم که وجودت غم دل میشکند .
(فرستنده : ناشناس)
آسمان را به پاس خورشید ، باغ را به حرمت گل و تو را به خاطر قلب مهربانت دوست دارم .
(فرستنده : **۰۹۳۸۹۸۱۷۴۸)
یخ واسه اینکه آب رو خنک کنه خودش رو فدا میکنه ، آهای رفیق ، یخ روزگارتم !
(فرستنده : وحید فاریابی از بنک)
بگو با من چه کردی مهربانم / که ابری شد تمام آسمانم / بیا آتش بزن خاکسترم کن / بدون تو نمی خواهم بمانم .
(فرستنده : رویا از تهران)
مرا از شهر بیرون می پسندی / مرا مجنون مجنون می پسندی / نمیدانم چرا ای خنده ی محض / مرا با دیده ی خون می پسندی .
(فرستنده : **۰۹۳۶۸۴۸۶۰)
در محکمه ی عشق کنم از تو شکایت به خدایت / گویم که مرا کشت ، همین مهر و صفایت .
(فرستنده : زهرا از ساری)
خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود .
(فرستنده : زهرا از ساری)
نقاش خوبی نبودم اما این روزها به لطف تو انتظار را دیدنی میکشم .
(فرستنده : **۰۹۳۸۳۲۶۰۹)
با همین دست به دستان تو عادت کردم / این گناه است ولی جان تو عادت کردم / جا برای من گنجشک زیاد است اما / بر درختان خیابان تو عادت کردم / گرچه گلدان من از خشک شدن میترسد / به ته خالی لیوان تو عادت کردم / مانده ام آخر این شعر چه باشد افسوس / بر نداشتن پایان تو عادت کردم .
تو هیچ وقت خیاط خوبی نخواهی شد ! ببین باز هم دلم را تنگ کرده ای .
(فرستنده : ناشناس)
در دیاری که همه دل شکنند به تو نازم که وجودت غم دل میشکند .
(فرستنده : ناشناس)
آسمان را به پاس خورشید ، باغ را به حرمت گل و تو را به خاطر قلب مهربانت دوست دارم .
(فرستنده : **۰۹۳۸۹۸۱۷۴۸)
یخ واسه اینکه آب رو خنک کنه خودش رو فدا میکنه ، آهای رفیق ، یخ روزگارتم !
(فرستنده : وحید فاریابی از بنک)
بگو با من چه کردی مهربانم / که ابری شد تمام آسمانم / بیا آتش بزن خاکسترم کن / بدون تو نمی خواهم بمانم .
(فرستنده : رویا از تهران)
مرا از شهر بیرون می پسندی / مرا مجنون مجنون می پسندی / نمیدانم چرا ای خنده ی محض / مرا با دیده ی خون می پسندی .
(فرستنده : **۰۹۳۶۸۴۸۶۰)
در محکمه ی عشق کنم از تو شکایت به خدایت / گویم که مرا کشت ، همین مهر و صفایت .
(فرستنده : زهرا از ساری)
خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود .
(فرستنده : زهرا از ساری)
نقاش خوبی نبودم اما این روزها به لطف تو انتظار را دیدنی میکشم .
(فرستنده : **۰۹۳۸۳۲۶۰۹)
با همین دست به دستان تو عادت کردم / این گناه است ولی جان تو عادت کردم / جا برای من گنجشک زیاد است اما / بر درختان خیابان تو عادت کردم / گرچه گلدان من از خشک شدن میترسد / به ته خالی لیوان تو عادت کردم / مانده ام آخر این شعر چه باشد افسوس / بر نداشتن پایان تو عادت کردم .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر